تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

اگر چه اصلا از ترانه های این جماعت لس آنجلسی ، اصلا خوشم نمیاد ولی ناچارا خیلی موقع ها توی تاکسی مجبور میشم بهشون گوش بدم . در بین اونا یه آهنگ از سیاوش قمیشی هست که انصافا بی معنی و چرنده ! یه تیکه هایی از شعرش رو مینویسم :
خدا جون متشکریم که چشم دادی بهمون            واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت

آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی        چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی؟!

انصافا امروز وقتی اینو توی تاکسی داشت میخوند حسابی حالم گرفته شد .
البته این اولین باری نیست  که خواننده های سبک مغزی امثال قمیشی و سایر "به اصطلاح" هنرمند های اون ور آبی ،   از این شعرهای مسخره و بی محتوا میخونند . اما به هر حال اراجیف هم بزرگ و کوچک دارند . که البته این یکی از نوع بزرگشه !
اولین چیزی که موقع شنیدن این آهنگ یادم اومد این آیه از سوره ملک بود  ، که انصافا آدم را منقلب میکنه :
الذی خلق سبع سماوات طباقا . ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت . فارجع البصر . هل تری من فطور ؟ ثم ارجع البصر کرتین . ینقلب الیک البصر خاسئا و هو حسیر.
همان کسی که هقت آسمان رابر فراز یکدیگر آفرید . در آفرینش خداوند رحمن هیچ تضاد و عیبی نمیبینی . بار دیگر نگاه کن . آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده میکنی؟ بار دیگر به عالم هستی نگاه کن . سرانجام چشمانت به سوی تو باز میگردد در حالی که خسته و ناتوان است .
حتما این شعر سعدی رو شنیدید :
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست         عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
یا این شعر از حافظ :
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم    کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
و اینکه میگه :
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است                             خوش باش که ظالم نبرد راه به مقصود
و یا این غزل معروف از غزالی  که با این بیت شروع میشه :
در خرابات مغان نور خدا میبینم    این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
تا جایی که میرسه به این بیت :
نیست در دایره یک نکته خلاف از پس و پیش      که من این مسئله بی چون و چرا میبینم
و اگر بخواهیم ، میتونیم 1000 تا بیت مشابه از شعرای معروف ایران بیاوریم که دلالت بر این داره که نظام جهان ، نظام احسن است . به قول غزالی :" لیس فی الامکان ابدع مما کان " . یعنی : بدیعتر از آنچه که هست ، امکان ندارد .
اساسا انسان عارف و خداجو تمام جهان را جلوه حق تعالی میداند .
حافظ میگه :
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد           عارف از خنده می در طمع خام افتاد .
( تمام جهان را مظهری از روی "او" میداند . )
حسن روی تو به یک  جلوه که در آینه کرد                  این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
البته دیدن این زیبایی بستگی به چشمی داره که نگاه میکنه .هر کس به اندازه ظرفیت درونیش میتونه زیبایی های جهان خلقت رو درک کنه .زندگی کثیف و حیوانی ، اگر به پوچگرایی ختم بشه ، زیاد تعجبی نداره .  آدم سیاه دل و آلوده ای مثل سیاوش قمیشی ، باید هم چنین چیزی رو بخونه . به قول حافظ :
نور خورشید به شب پره اعمی نرسد            که در این آینه صاحب نظران حیرانند
حاج ملا هادی سبزواری که بزرگترین فیلسوف ایرانی در قرن خودش بوده چقدر زیبا این مفهوم رو منتقل میکنه :
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت          هر کجا حال خوشی هست همان جاست بهشت
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت               این ندانست که در ترک تمناست بهشت
از درون سیه ماست جهان چون دوزخ                گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت
بگذریم ...
اگر محتوای اکثر ترانه ها و شعر های این جماعت رو  بخواهیم  بررسی و نقد کنیم،  میبینیم  سرشار از مهملات و حرف های مبتذل هستند . نمیدونم تا کی ما میخواهیم نسبت به چیزهایی که گوش میکنیم ، بی توجه و بی تفاوت باشیم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 22:27  توسط سینا  |