تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

بالاخره ایام پر تنش امتحانات تمام شد . واقعا ایام سختی بر من گذشت . از همان ابتدای شروع امتحانات ، شب های پر از التهاب و تشویش را تجربه کردم . برایم جالب بود که اگرچه در طول ترم زیاد کم کاری نکرده بودم و در اکثر کلاس ها به طور منظم شرکت کرده و با استاد ها جلو رفته بودم باز هم شب امتحان از شدت ترس از افتادن ، مثل بید میلرزیدم .
شب امتحان مدار 2 که یادم نمیره چقدر افسرده شده بودم . یا شب امتحان ماشین . یا شب امتحان سیگنال . و تا همین چند لحظه پیش که نمره ی سیگنالم نیومده بود کلی تو فکر بودم . ولی خدا را شکر . نمره اش بد نشد .
دیروز رفتم برای انتخابات انجمن اسلامی اسم نوشتم . برای خودم جالب است که چطور آدمی مثل من که اینقدر محافظه کار و ملاحظه کار است جرات کرده بره در انتخابان شرکت کنه . اون هم در شرایطی که هیچ کس اونو نمیشناسه . ولی بعدا فهمیدم که هدفم برام این کار اینقدر برام مهمه که حتی اگر نفر آخر هم بشم اصلا برام مهم نیست .
دیروز کتابی در مورد این صادق هدایت به دستم رسید . به نام : "راز شهرت صادق هدایت" نوشته محمد رضا سرشار .

در این کتاب به مطالب جالبی در مورد این شخصیت جنجالی اشاره کرده بود . مثلا نوشته بود که این صادق هدایت ملعون به هیچ وجه در ابعاد و اندازه هایی نبود که این همه در موردش صحبت بشه و اینقدر او را بزرگ کنند . علت اصلی این که این آدم شبه مجنون را بزرگ کردند این بود که فرهنگ و آیین اسلامی را به باد  فحش گرفته بود و تمامی اعتقادات و ارزش های اسلامی را با رکیک ترین الفاظ که به کار بردن آن شایسته ی هیچ انسان متعادل و عاقلی نیست ، به خیال خود ، مسخر کرده بود .
از نوشتن این کلام شرم دارم . ولی باید به برخی هجویات این انسان دیوانه ی وازده ی  پوچ گرا اشاره کنم :
این عقب مانده ی بی شخصیت (صادق هدایت) در کتاب توپ مرواری که به نظر من صد بار از کتاب آیات شیطانی کثیف تر است نمونه های زیادی از این لجن پراکنی ها را انجام داده است . مثلا در صفحه ی 16 این کتاب میخوانیم :

(( عرب پست تر از این بود که از این فضولی ها بکند . ]نعوذ بالله ، دین اسلام را درست کند[. و این فتنه]اسلام[ را جاسوسان یهودی راه انداختند و با دست خودشان درست کردند . برای اینکه تمدن ایران و روم را براندازند . و به مقصودشان هم رسیدند . اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد و خود او ازش ترسید ، این اژدهای هفت سر هم دارد دنیا را میبلعد . ))

یا در صفحه ی 6 همین کتاب نوشته :

(( بعضی از علمای ... معتقدند که پرستش و نیایش phatcus  ( آلت تناسلی) اولین مرحله ی نشو و نمای فکر مذهب نزد طوایف بشر به شمار میرود . زیرا در آن زمان بشر ساده لوح به جز آلت تولید مثل خدای دیگری را به رسمیت نشناخته است .))

 یا در صفحه ی 17 اینچنین به اسلام توهین میکند :

(( میان خودمان بماند . مگر برای ما چه آورده اند ؟ مذهب آنها ...  ] اسم آلت تناسلی مرد را به زبان ترکی آورده و آنرا به خیار تشبیه کرده !!!! یعنی اسلام را در کل به آلت تناسلی مذکور تشبیه کرده است . که از ذکر عین عبارت رکیک مذکور ، معذورم  [ خیاردی است . معجون دل به هم زنی از مذاهب و ادیان و خرافات سلف هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب به هم در آمیخته شده است و دشمن ذوقیات حقیقی آدمی و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام و ملل است و به ضرب شمشیر به مردم زور چپان کرده اند ... ))

این نمونه ای از نثر صادق هدایت است .نوشته های او سرشار است از اسم اعضای تناسلی بدن و کلمات رکیک . و انتقادات او از دین و مذهب اوج بی سوادی او و بی اطلاعیش نسبت به دین اسلام را نشان میدهد . مثلا این که میگوید دین اسلام را یهودی ها درست کردند . در صورتیکه کسی که یکبار قرآن را باز کرده باشد میبیند که همین قرآن چقدر یهودیان را مذمت کرده است !
نکته ی خنده دار برای من این بود که او در صفح ی 16 همین کتاب به خدا هم فحش داده است و او را خونخوار معرفی کرده است ! بخوانید :
       ((در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلا است که گویا وسیله ی تبلیغ برای عبادتشان
]به ترادف معنی دار اهانت آمیز توجه کنید.[ و جلب کفار است ، تا با اصول این مذهب خو بگیرند . بعد حوض کثیفی که دست و پای خود را در آن میشویند  و به آهنگ نعره ی موذن ]![ ، روی زیلوی خاک آلوده دولا و راست می شوند  و برای خدای خون خوارشان ]نعوذبالله!!!!!![
مثل جادوگران ورد و افسون میخوانند . ... ))
علت شهرت صادق هدایت هم در کتاب محمد رضا سرشار به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است .
او در این کتاب دلایل متعددی ذکر میکند از جمله :
1- شبکه ی بی بی سی . که بنگاه سخن پراکنی پدر استعمار ( انگلیس) است .و از هر وسیله ای برای از بین بردن اسلام در کشور های مستعمره خود سود میجسته است . و هنگامیکه نفرت هدایت را نسبت به اسلام ، و شیفتگی اش به دنیای غرب را دید او را فرد مناسبی برای اهدافش یافت .
2- دوستان
3- حزب توده
4- رژه لسکوی فرانسوی
5- خودکشی جنجالی
صادق هدایت خودش بارها به شهرت مشکوکش اعتراف کرده است :

((من که جلز ولز میزدم رمضانی معلوماتم را پشت شیشه ی دکانش بگذارد یک شبه شدم نویسنده ی شهیر ، مشهور آفاق)).
  اطرافیان و دوستان او هم این مسئله را یاد آور شده اند که با اینکه کتاب های او خواننده ی زیادی ندارد ، شهرت او بسیار بی مورد و بیشتر از شخصیت واقعی اوست .
علل توجه غربیان به صادق هدایت عبارتند از :

·         برتر نمایی فرهنگ ایران باستان و تحقیر فرهنگ اسلامی

·         مشارکت برای تغییر خط فارسی

·         اهانت به مقدسات اسلامی

·         تمسخر و تحقیر حجاب

·         خوار شماری توده ی مردم مسلمان

و در نهایت این انسان مجنون به کفر محض و سپس به هیچ انگاری رسید و با خودکشی به عمر ننگینش پایان داد .
غربزدگی و نفرت او در موارد زیر مشهود است.
     

        I.            نفرت از سرزمین ایران

      II.            نفرت از فرهنگ ایرانی و تجلیل از فرهنگ غربی

    III.            نفرت از موسیقی ایرانی و شیفتگی نسبت به موسیقی غربی

    IV.            نفرت از زن ایرانی و شیفتگی نسبت به زن غربی

      V.            عشق به سرزمین اروپا

در  کتاب (( راز  شهرت صادق هدایت)) ، از انتشارات کانون اندیشه جوان ، برای هر کدام از این ادعا ها موارد و نمونه هایی از داستان ها و کتاب های صادق هدایت آورده است .
در کل صادق هدایت  موجودی به مراتب حقیر تر و کوچک تر از آن است که با صحبت کردن در مورد او و آثارش به او رسمیت ببخشیم . تنها هدف من از نوشتن این مطلب این است که مشخص کنم امروز چرا خیلی ها سنگ این نویسنده ی هرزه گو را به سینه میزنند و مرتب او را بزرگ میکنند و در مورد جلسه و کنفرانس برگزار میکنند .
 . همگی خوب میدانیم کتاب های صادق هدایت از لحاظ اهل ادبیات و جنبه های فنی داستان نویسی هیچ نکته ی خاصی ندارد .
پس چرا روزنامه ی شرق یک صفحه بزرگ اختصاص به او داده بود . و آن همه تعریف و تمجید نثار او و داستان هایش کرد ؟
اگر این نبش قبر روزنامه ی شرق از آثار صادق هدایت را به حساب اسلام ستیزی این روزنامه نگذاریم ، پس به حساب چه بگذاریم ؟
یا مثلا انجمن های اسلامی دانشگاه ها که مرکز مبارزه با اسلام در دانشگاه هستند ، و از سر و وضع و گفتار اعضای  آنها میتوان به بی اعتقادی محض آنها به اسلام پی برد ، چه چیز در کتاب های صادق هدایت دیده اند که جلسات کتاب خوانی خود را اختصاص به کتاب سگ ولگرد و بوف کور و ... میدهند ؟!!! یا اینکه به زور سعی میکنند او را پدر داستان نویسی ایران کنند ؟ یا عکس صادق هدایت را به دیوار میکوبند و آنرا با گل می آرایند ؟  آدم نمیداند به حماقت و اوج جهالت این دوستان انجمن اسلامی و بزرگتر هایشان در دفتر تحکیم وحدت ، بخندد ، یا اینکه به خاطر آتش سوزانی که در آن جهان برای خود فراهم کرده اند ، گریه کند و برایشان از خدا  طلب عفو کند ؟



+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 22:42  توسط سینا  |