تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

شب 23 ماه رمضان مصلی بودیم . برنامه اش خیلی خوب بود . چون شب جمعه هم بود دعای کمیل هم خواندند که طبق معمول خیلی تاثیر گذار بود . از خوابگاه تا مصلی پیاده 5 دقیقه راه است . برای همین هر سه شب قدر را رفتم مصلی . یک شبش آهنگران هم آمده بود که هنوز صدای جوشن کبیر خوندنش توی گوشمه .

 

گلاب به روتون ، دستشویی واحدمون از همون اول سال گرفته بود ... دلمون خوش بود به تک دستشویی زیر زمین . و هر بار که قصد داشتم دست به اقدامات جدی بزنم خودم را با سر به اون دستشویی میرسوندم . از بد روزگار ، دیشب همون دستشویی نازنین هم گرفت و ما را گذاشت در سوک یک مستراح سالم  !! هیچی دیگه ... تا اطلاع ثانویه باید از دستشویی واحد های مجاور استفاده کنیم ... من هم کم رو ... اصلا تو دستشویی غریبه ها نمیتونم با تمرکز و از ته دل مشغول به کار بشم ...
و اما . مشکل به همین جا ختم نمیشه ! دیشب دوستم را دعوت کردم خوابگاه . برای سحریش کیک و شیر خریده بودم و گذاشته بودم تو یخچال ! وقتی موقع سحر از مصلی برگشتیم دیدم از کیک و شیر خبری نیست ! و از همون لحظه گوشی دستم اومد که ... بله ... دزدی کردن از یخچال در خوابگاه امری رایج و مرسوم است . طبق گزارش دیده بان های اتاق بغلی ، هر از چند گاهی سفرایی از واحد های مجاور  برای سلام و احوال پرسی  از یخچال اتاق ما که در حال قرار دارد ، میآیند ... و اگر چیزی باب میل یافتند زحمت خوردن آن را تقبل میکنند ! هم اکنون شدیدا به دنبال تدبیری جهت چاره کردن این معضل خانمان سوز هستیم .

معضل دیگر سر و صدای زیاد هنگام خواب است ... این اتاق بغلی که همشون 85 یی هستند دست به ابتکار جالبی برای کاستن فشار روزه زده اند ... بدین ترتیب که  از ساعت 12 شب تا اذان صبح به استماع ترانه های فوق مبتذل لس آنجلسی  و سر دادن عربده ها و قهقه های وحشیانه و استمعال انواع و اقسام فحش ها و شوخی های کمر به پایین اشتغال دارند . و از زمان طلوع خورشید تا اذان مغرب در خواب ناز تشریف دارند . البته منهای زمان هایی که کلاس دارند !!!

با این همه من هنوز دارم نیمه ی پر لیوان را نگاه میکنم و قویا بر این باورم که خوابگاه به مراتب بر خونه ی مجردی ارجحیت دارد .

تکبیر !

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:20  توسط سینا  |