تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

چند وقتیه که بحث حجاب داغ شده  ... من هم وظیفه ی خود میدونم عقیدمو تو وبلاگم بنویسم ... (به خصوص که اینجا تنها محیطیه که میتونم حرف دلم را بدون هیچ واهمه ای از اینکه ممکنه به مزاج بعضیها خوش نیاد بگم )

گویا برخورد های اخیر با خانم های بد حجاب و ممانعت ار ورود ایشان به جامعه  با آن شمایل عجیب و غریب (!!!) ، عصبانیت برخی را شدیدا برانگیخته ، به رگ غیرتشان شدیدا اصابت کرده ، و وادارشان نموده که  در این زمینه اقدام به  درافشانی کنند ...

اولین سوالی که بعد از شنیدن اظهار نظر های این بزرگان ذهن بنده را مشغول میکند این است که چرا اساسا کسانی که سر به زیر هستند و به قول معروف سر و گوششان زیاد نمیجنبد از این اتفاق ناراحت نیستند ؟؟ و فقط صاحبان چشم های آلوده قصد دارند این اتفاق را به صورت یک فاجعه به دیگران معرفی کنند ؟! ... (البته منظورم آقایون است )

از این مطلب که بگذریم ، انصافا سر و وضع بعضی خانم ها در تهران آنچنان خراب بود که آدم با خودش فکر میکند ، اعوذ بالله ، این خانم اگر لخت مادر زاد از خانه بیرون میآمد ، اینطور جلب توجه نمیکرد !!! اگر کسی در خیابان های شهر تهران مدتی رفت و آمد میکرد ، دقیقا منظور مرا متوجه میشد .

حالا اگر یک مرد جوان با دیدن این مناظر نادر (!!) تحریک نشود و هوش و هواسش پرت نشود ،حال او قطعا از موارد زیر خارج نخواهد بود :

1: یا اینکه این آقا اصلا هورمون مردانگی ندارد که در این صورت باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کند .

2 : یا ایشان از نظر جنسی به طور کامل ارضا است ... یا بصورت مشروع ( که خدا پدرش را بیامرزد ) ...یا به صورت غیر مشروع ..که در این صورت پرده ی عصمت خود و یک نفر دیگر را دریده ،  انسانیت و شرافت خود را زیر پای شهوتش لگد کوب کرده ، تیشه به ریشه ی زندگی زناشویی آینده ی خود زده ، خود را برای چندین ناهنجاری روانی و روحی آماده کرده ، جامعه را دچار فساد کرده و از همه مهمتر اینکه آتش غضب الهی را به بهای ارضای شهوتش به جان خریده است .

3: یا اینکه ایشان از ایمان بالایی برخوردار است ، یا احیانا از خانواده ای اصیل و سطح بالا بهره مند است ..که باز هم در اینصورت امکان ندارد با دیدن خانم هایی با آن سر و وضع زننده ( که گویی بدلیل نداشتن بودجه ی مناسب ، از کمترین میزان پارچه ی ممکن برای تن پوش خود استفاده کرده اند ، به طوریکه از فرط تنگ بودن مانتوهایشان ، هر لحظه بیم جر خوردن آن میرود ) ، با آن پاچه های بالازده شان و .. و ... دلش خونین نشود .

به هر حال سوال بنده اینجاست که چرا باید در جامعه ی ما ابزار تحریک جوانان اینقدر بالا برود ؟؟؟ مگر همین شبکه های ماهواره ای لس آنجلسی کم شهوت جوانان را تحریک میکنند ؟؟؟ مگر فیلم های  مستهجن هالیوود ، که در هر کدامشان باید شاهد زننده ترین صحنه های جنسی باشیم ،  یا ترانه های جنسی رپ و ... کم افکار جوانان را به سمت سکس وروابط جنسی سوق میدهد ؟؟؟ مگر تبلیغات و سایت های اینترنتی کم حول و حوش مسایل مبتذل مانور میدهند ؟؟ که حالا باید در خیابان ها هم شاهد محرک های جنسی  باشیم ؟؟ به قول بچه ها گفتنی : (( آخر این جوان بدبخت ننه مرده چه کند ؟ )) ... از یک طرف تحریک جنسی به حد اعلی .  واز طرف دیگر محدودیت . خوب معلوم است این افسردگی به بار میآورد ... و این دقیقا چیزی است که من همین الآن در بسیاری از اطرافیان و جمعیت دوستانم میبینم ... و درصد بسیار بسیار قلیلی هستند که به اختیار خود و برای سلامت روح و روان خود به این نتیجه رسیده اند که باید دور این ابزار محرک را خط بکشند ولی بقیه نه !!! ..خوب است نگاهی به صفحه ی حوادث جراید بیاندازیم تا میزان جرایمی را که منشا آنها همین موضوع است ببینیم ....و باور کنیم که  - والله بالله اگر کمی محرک کمتر باشد ، به نسبت جرائم و ناهنجاری های کمتری را شاهد خواهیم بود ... حالا که ابزار تبلیغاتی و رسانه ای فاسد غربی ما را چنان به خود مشغول کرده که فرصت ساعتی تنها نشستن و تفکر کردن را از کف داده ایم ، و مدام باید عنان باور هایمان را در اختیاردستاوردهای فرهنگی مبتذل غربی قرار بدهیم ، و کمترین توجهی به اصالت ها و ارزش ها نمیکنیم ، از بین بردن همین تحریک ها هم در نوع خودش غنیمت است !!

و اما از منظر اعتقادی و دینی هم این اقدامات هیچ اشکالی ندارد ... ما که قرار نیست با این کار ، آن خانم های محترم را به زور بفرستیم بهشت .. فقط میخواهیم زمینه ی پیدایش فساد را برای جوانانی که با دیدن انها ممکن است از صراط مستقیم خارج شوند کم کنیم ... قرار است کاری کنیم که جوانان پاک بتوانند با خیال راحت تر ، سرشان را در خیابان ها بلند کنند و از این واهمه نداشته باشند که هر لحظه ممکن است چشمشان به چیزهای (ناجور) بیفتد ... خوب اشکال این کار چیست ؟ چرا اجرای احکام خدا و قرآن  اینقدر برای ما سنگین است ؟ و چرا آنچه صریحا برای ما در تعالیم  دینی تبیین شده است را تحت عناوین مختلف زیر سوال میبریم ؟؟ احتمالا دلیلش این است که قرآن  خانه هایمان به جای خوانده شدن ، دارند گوشه ی طاقچه ها خاک میخورند و فقط موقع عزاداری ، از روی عادت چند لحظه ای مورد توجه قرار میگیرند ...نتیجه آن  که  آموزه های آن برای ما از زهر تلختر میشود . ارزش ها مهجور شده ، و بازار ضد ارزش ها پر رونق میگردد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:19  توسط سینا  | 

(( آدم غربزده هرهری مذهب است . به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست . یک آدم اسقاطی است . نان به نرخ روز خور . و همه چیز برایش علی السویه است . خودش باشد و خرش از پل بگذرد .دیگر بود و نبود پل هیچ است .نه ایمانی دارد ، نه مسلکی ، نه مرامی ، نه اعتقادی به خدا یا بشریت . نه در بند تحول جامعه است و نه حتی در بند لامذهبی و بی دینی . البته گاهی به مسجد میرود ، همانطور که به حزب میرود یا به سینما اما همه جا فقط تماشاچی است ، درست مثل اینکه به تماشای بازی فوتبال رفته است . همیشه کنار گود است .هیچ وقت او را وسط گود نمیبینی . هیچ وقت از خودش مایه نمیگذارد ، حتی به اندازه ی نم اشکی در مرگ دوستی یا توجهی در زیارتگاهی یا تفکری در ساعت تنهایی ، و اصلا به تنهایی عادت ندارد ، از تنها ماندن میگریزد چون از خودش وحشت دارد . همیشه در همه جاست . هیچ وقت از او فریادی یا اعتراضی یا امایی یا چون و چرایی نمیشنوی . آدم غربزده راحت طلب است ، دم را غنیمت میداند و نه البته به تعبیر فلسفه- آدم غربزده شخصیت ندارد ، چیزی است بی اصالت ....))

 

برگرفته از کتاب غربزدگی نوشته ی جلال آل احمد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 14:38  توسط سینا  |