|
|
|
|
|
آموزش ping-pong
این ترم که تربیت بدنی 2 برداشته بودم بجای شنا ، پینگ پونگ را انتخاب کردم ..استاد تربیت 2 مان همون الاغی بود که باهاش تربیت 1 برداشته بودم ...خلاصه ..4هفته ی اول که کلاس تشکیل نشد ، حدود 4،5 هفته هم از طرف الاغ ( استاد) مربوطه غیبت صورت گرفت ... تازه بعد از 1.5 ماه از شروع ترم این آقا اومده میگه :(( بچه ها تمرین کنید دستتون گرم بشه !!!!!)) ... خلاصه چند هفته ی دیگر ما مشغول گرم کردن دستهایمان بودیم ..و این مرتیکه ی مفت خور فقط لطف میکردند آخر هر جلسه با قیافه ی گرفته و طلبکار میامد حضور و غیاب میکرد ...( حالا دست پیشو میگیره که پس نیفته )...و تا روز امتحان ما در آرزوی این بودیم که این بزمجه را یک بار مشغول آموزش ضربه زدن یا بک هند و ... ببینیم ! و همچنان مشغول گرم کردن دستمان بودیم !!!تا اینکه بعد از امتحان ایشان بزرگترین افتخار ورزشی خود را برای ما تعریف کرد ...از زبان خودش مینویسم ... ]لطفا با لحن طلبکاری بخوانید[
:)) من با این که 30 سال است که دست به راکت پینگ پونگ نزدم هنوزم اگه بخواهم بازی کنم بعضی ها را میتونم ببرم ))...
و این حرف را کسی میزند که قرار است هر ترم به شونصد نفر آموزش پینگ پونگ بده !!!!! حالا اگه من بگم در این دانشکده ی علوم را باید گل بگیرند حرف گزافی گفته ام ؟؟؟ باز هم جای شکرش باقی است که از اون دانشکده ی خراب شده ی علوم اومدم بیرون !!
الآن که فکر میکنم میبینم هر کدام از اساتید محترم دانشکده ی علوم در حماقت و سفاهت و دنائت گوی سبقت را از دیگری ربوده !!! اون از استاد معادلات دیفرانسیل خانوم باز ترم قبلمون !! یا اون استاد ریاضی "بپیچ" که بیشتر انرژی اش را در دانشگاه آزاد و کلاس کنکور (!!!!!!!!!!!!!) خرج میکرد ، یا اون استاد فیزیک 1 ناپیدا و لایی کشمون .و این مرتیکه لات بی سر و پا هم که این ترم باهاش تربیت 2 داریم که دیگه از هر لحاظ آخرشه !! ولی وقتی دانشجوهای دانشکده ی علوم را نگاه میکنم به این نتیجه میرسم که خیلی از آنها لیاقت بیشتر از همان را ندارند ! به هر حال روزی صد مرتبه خدا را شکر میکنم که از اون طویله با اون جو فاسد و منفی و دود آلودش اومدم بیرون ...خداییش برق کجا ؟؟؟ فیزیک و ریاضی کجا ؟؟؟ تازه عمران هم بچه های داغون منفی که جو را به هم میریزند زیاد داشت که به لطف ایزدی اونها هم رفتند سر خونه زندگی خودشون ...فقط ماندند این کامپیوتری ها !!! که به نسبت رشته های دیگه خیلی بهترند ..ولی هنوز ازشون جدا نشدیم ..2-3 از این بچه های لش کامپیوتری هنوز سر کلاس ریاضی مهندسی هستند.که هر جلسه با لش بازی و لودگی هاشون روی اعصاب ما رژه میرن...ولی خوشبختانه بقیه ی کلاس هایمان بچه ها بسیار مودب و موقر هستند ( لا اقل جلوی استاد ! )
پ.ن چون شما هیچ کدام از این الاغهایی را که من اینجا ازشون بد نوشتم نمیشناختید غیبت محسوب نمیشود
تغذیه
چند وقتی است که در امر تغذیه ، تغییر رویه داده ام و برنامه ی غذاییم را دستخوش تغییر بزرگی کرده ام . به این صورت که شب ها به جای اینکه سیب زمینی سرخ کرده و نیمرو بخورم ، سیب زمینی آبپز و تخم مرغ آبپز تناول میکنم ...ولی مشکلی پیش آمده : تخم مرغ ها بعد از 2-3 دقیقه با صدای (پ...ق ) میترکند و تمام سفیه هاش بیرون میریزه و خلاصه آش و لاش میشن !
سیب زمینی هاش هم انگار آب میرن و توی آب حل میشن ..و یه حالت اسفنجی پیدا میکنند ..بطوریکه توش خام و سفت است ولی روش شل و در حال ساییده شدن است ...از کارشناسان فن خواهشمندم هر چه سریعتر علت این ناکامی را برای بنده تشریح کرده ، راه حل های مقتضی را ارائه دهند... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 11:9 توسط سینا
|
|
||