تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد
با عرض سلام و معذرت بخاطر این وقفه ی کوتاهی که در به روز شدن وبلاگ من افتاد و مدتی ننوشتم.قصد بی احترامی به خوانندگان نداشتم و همین جا از محبت همه تشکر میکنم.

خوب سال تحصیلی جدید و ماه رمضان هر دو با هم نزدیک میشوند..به امید اینکه از هر دوی آنها تا حد ممکن استفاده ببریم...چون در این مدت خبر اتفاق جالب و جدیدی نیفتاد در این پست کمی در مورد دانشگاه مینویسم.

اخبار دانشگاه
سلف
پریروز که برای اولین بار در سلف دانشگاه نشسته بودم و پس از تراژدی انتخاب واحد داشتم خورش قیمه ی  سلف را گوارای وجود میکردم سرو صدایی بر پا شد که نظرم را به خود جلب کرد..دیدم چند نفر با مسئول سلف مشغول جر و بحث هستند.کمی که گذشت فهمیدم موضوع بحث  یک فروند سوسک  بوده است که اعضای بدن آن در ظرفهای غذای بچه های سال بالایی یافته شده بود.همین طور که مسئول سلف داشت توضیح میداد که چنین چیزی امکان ندارد بچه ها قطعات مختلف جانور بدبخت را مثل تکه های پازل کنار هم گذاشتند و هیئت جانور خدابیامرز را بازسازی کردند..ولی در نهایت امر و طبق گفته ی کارشناسان ذی صلاح ، نتیجه بر این شد که آن جانور بدبخت چیزی غیر از سوسک بوده ، مثلا یک جانور کم آزار کوچولو که همیشه توی برنج پیدا میشه و جای نگرانی نیست و تمامی این سروصداها زیر سر ایادی استکبار جهانی بوده است.ولی خداییش من از غذاهای سلف خیلی هم ناراضی نیستم چون باتوجه به اون چیزهایی که از غذای دانشگاه تهران میگن ، سلف ما خیلی هتله !فقط غذاش یک کم بوی کافور میده که با توجه به وضع موجود به نظر من خیلی هم کار بی ربطی انجام نمیدهند که کافور میزنند...حالا که کافور میزنند وضع اینه ،اگر کافور نمیزدند که دیگه فاجعه بود !!

سایت

در و دیوار سایت پر از اطلاعیه هایی است که در آن نوشته :((استفاده از امکانات سایت فقط و فقط جهت کارهای علمی میباشد.))در همین راستا ریشه ی هر چی یاهو مسنجر است را از کامپوترهای سایت زده اند..ولیکن بار دیگر بچه های دانشکده ی  ما ثابت کردند که : ((ایرانی میتواند)).نمیدونم از کدام سوراخی ، یک برنامه ی مجهول الهویه پیدا کردند که با آن میتوان مشغول به فعل سخیف چتیدن شد...
و من ... واقعا خوشحال میشم ...این جوونا را میبینم ، اینقدر با شور ، با عشق و با حرارت در سایت دانشگاه مینشینند و با اراده ای خلل ناپذیر ، ترق ترق ، چت میکنند! و سرانگشت تدبیر را با چنان سرعت و مهارتی بر کلیدهای کیبورد فرود میآورند که گوی سبقت را از هر تایپیست مادرزادی ربوده است!!!
خوب طبیعی است..بهر حال جوان است و هزار امید و آرزو . احتمالا گروهی از این خواهران به دنبال راهی برای ورود به خانه ی بخت هستند ...ولی ....نه....آها...چون سوءظن جایی در دین مبین اسلام ندارد فلهذا سعی میکنیم به قضیه از جنبه ی دیگری نگاه کنیم...شاید خواهران فوق الذکر مشغول چت کردن با برادران دینی خویش در آن سوی مرزها هستند و موضوع صحبتشان هم فقط و فقط در حیطه ی مسائل علمی ، مثلا سیلابس درسهای دانشگاه
MIT است .نه چیز دیگر !
حالا با توجه به بضاعت نداشته ی سایت دانشکده ، علاقه ی شدید دانشجویان طالب علم به چت و اضافه شدن ورودی های 85 که بسان آزاد شدگان از زندان آلکاتراس از شر کنکور خلاص شده اند و خارج نشدن دانشجویان قدیمی ، سایت دانشکده که ملجا هر در راه مانده ای است ، روزهای اسفناکی را بخود خواهد دید !

و اما یک کم هم در مورد ورزش بنویسم...بحمد الله در این باشگاه بدن سازی که جدیدا میروم ، جمع برادران اراذل و اوباش جمع است و به فراخور محیط ، بازار فحش های آبدار هم گرم !!
بطوری که در مورد هر موضوعی که صحبت میکنند اگر 4 تا فحش کمر به پایین ندهند انگار که حق مطلب را درست ادا نکرده اند.مثلا اگر در مورد گلاب و شربت آبلیمو هم صحبت کنند حتما باید با 2 تا فحش چرب مادر رئیس کارخانه ی آن را مورد عنایت قرار دهند .حالا من میخواهم از همین جا ، ایشان را هدایت کنم:
از خدا خواهیم توفیق ادب              بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد        بلکه   آتش  در  همه    آفاق    زد
                                      ***
حضرت عیسی (ع) میفرماید : (( باطن شخص را از کلمات و اعمالش بسنجید ))
و نیز علی (ع) میفرماید : (( المرئ مخبو تحت لسانه و یعرف المرء من الفتات لسانه )) یعنی : (( آدمی در پشت زبان خود پنهان است
 و هر کس را از آنچه ناگهان به زبان میآورد میتوان شناخت .))
هر چه از زبان میتراود از دل سرچشمه میگیرد.کسی که فحاش و بدگو است چون دلش معدن نجاسات است از زبانش نیز همان بیرون تراویده است .
از اینروست که وقتی کسی به حضرا عیسی بد گفت ایشان در حقش دعا  فرمود..از ایشان پرسیدند آن کس بد کرده و تو او را دعا میکنی ؟ آن حضرت پاسخ دادند که هر کس آنچه در خزانه دارد انفاق میکند.
مه فشاند نور و سگ عوعو کند                   هر کسی بر طینت خود رو کند
او از خزانه ی خود بر من انفاق کرده ، من نیز بخل نکردم و از خزانه ی خود بر او انفاق کردم.
                                        ***
زبان در دهان ای خردمند چیست            کلید   در   گنج   صاحب   هنر
چو در بسته باشد  چه  داند  کسی           که جوهر فروش است یا پیله ور
                                        ***
ولی نمیدونم چرا جرات نکردم همه ی این حرفها را همون جا بزنم !!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 17:53  توسط سینا  |