تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

متعاقب بالا رفتن سن ضعف و ناتواني هم بالا ميرود كه يكي از پيامدهاي آن زودرنجي و بروز رفتارهاي بچه گانه است .نمونه ي بارز آن همين پدربزرگ بنده..:چند وقت پيش خورد زمين و پر و پاش حسابي زخمي شد.(بهتره بگم آش و لاش شد )بطوريكه همه ي عمه ها و عموها و فك و فاميل براي عيادتش آمدند و جوياي احوالش شدند و حسابي كانون توجه و دلسوزي جمع واقع شده بود.به مرور كه زخمش التيام پيدا ميكرد ديد ديگه خبري از اون حال و احوالاي سابق نيست...حالا اين بنده ي خدا براي اينكه همچنان مهم باقي بمونه همش زخم پاشو ميكنه و پاش دوباره خونريزي ميكنه .بقيه كه نميفهمند قضيه چيه .و هي براش دل ميسوزونند .ولي ما كه به اين آسوني ها سياه نميشيم...ناسلامتي من بزرگش كردم......!!ولي واقعيتش ته دلم خيلي براش ميسوزه...كسي كه يه زماني يل محلشون بوده (البته طبق گفته خودش..ما كه نديديم...)حالا كارش به اينجا رسيده....كه براي يك ريع دير شدن غذا قهر كنه ..و از بر آوردن نياز هاي اوليه زندگيش عاجز باشه..(.خدا صبر بده...خدا سر هيچ كس نياره ...)

دولت مهر ورزي

يادش بخير...با چه خيال خوشي رفتيم به اين احمدي نژاد راي داديم....دليل اصليش اين بود كه 4 سال ديگر مملكت را ندهيم دست يك كوسه ماهي...ولي حالا ميبينم بجاي كوسه يه كفچه مار را انتخاب كرديم....اين آقا از وقتي رييس جمهور شده هنوز نفهميده كه وقتي جايي صحبت ميكنه همه به حرفش به عنوان رييس جمهور يك مملكت نگاه ميكنند...به عنوان نماينده ي 70 ميليون ايراني..(و نه يك تير خلاص زن)...هنوز نميدونه كه وقتي رييس جمهور مملكتيه كه در آن فقر و بيكاري موج ميزنه و اكثر مردم آن زير خط فقر به سر ميبرند نبايد اينطوري مملكت را بر سر مساءل جزيي وارد بحران بكنه...اينطوري موقعيت كشور را در دنيا متزلزل بكنه...يكي نيست بهش بگه آخه آدم عاقل ...مگه تو در كشورت هيچ مشكلي نداشتي كه رفتي چسبيدي به هولوكاست...اينكه هيتلر 100 سال پيش كوره هاي آدم سوزي داشته يا نداشته..!!به من و تو چه ربطي داره ..((بقول معروف اين حرفا واسه فاطي تمبون نميشه))...اين حرفها ارزش اين همه جنجال را داشت؟؟؟گيرم كه هولوكاست افسانه بوده...الآن وجهه با خراب شده ايران چه ميخواهي بكني!!؟ از اين ميترسم كه اين بابا آخرش با اين واكنش هاي تندش كار دست خودش بده....واقعا .چقدر سرمايه از زمان رياست جمهوري ايشان از مملكت خارج شده ؟؟ چقدر سرمايه گذار از ملكت فرار كرده اند و سرمايه ها شون را به كشورهاي مجاور برده اند؟؟چقدر اوضاع اقتصادي كشور راكد شده ؟؟ چقدر شركت ها كارمند ها و كاگر هاشون را اخراج كرده اند....چند تا خانواده شب عيدي بايد سرپرست خانوده شان را بيكار ببينند.. بخاطر ركود صنعت....بخاطر از جريان افتادن سرمايه..بخاطر ساكن شدن چرخ اقتصاد ...و.به خاطر سياست هاي دولت كريمه ي آقاي احمدي نژاد!؟

در آخر فقط ميتونم اين را بگم كه ..((خودم كردم كه لعنت بر خودم باد.))

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 0:52  توسط سینا  | 

 

آمار گیری

تو یکی از قسمتهای سایت وبگذر کد جاوای مربوط به آمارگیری از  سایت ها  را گذاشته بود.که من از آن برای این وبلاگ استفاده کردم..الآن که داشتم آمار بازدید کننده ها را نگاه میکردم دیدم از هند وترکیه و بلژیک هم بازدید کننده میاد...برام جالب بود..

چهارشنبه سوری

همه ی آداب و رسومی که در بین ایرانیها رواج داشته از نظر فلسفه ی وجودی  دارای ژرفای عمیقی است از جمله همین عید نوروز و مراسم مشابه که از فرهنگ غنی ایرانی حکایت داره ...جریان چهارشنبه سوری هم از این ماجرا مستثنی نیست..ولی این چیزی که امروز تحت عنوان چهارشنبه سوری در ایران مشاهده میشه خیلی متفاوت از جریان اصیل آن است..یک مشت اراذل و اوباش توی خیابان میریزند و ترق و تورق راه می اندازند..اگر یک نفر خارجی این کارها را ببیند کلی تعجب میکند که ببیند یک در یک کشور جهان سومی جوانان به این شیوه ی عجیب احساسات و هیجانات خودشان را تخلیه میکنند و قبل از بزرگترین عیدشان کلی مجروح و مصدوم باقی میگذارند...ما که نفهمیدیم...این چه جور تفریحیه...جز اینکه رعب و وحشت در دل کسانی بیندازند که در آن ساعت خارج از منزل کاری دارند...(البته یک عده هم میرن دنبال رقص و ساز و آواز و بزن و بکوب ...ما که جزء هیچ کدومشون نیستیم....)...آخ خ خ خ خ خ خ...دیدی چی شد؟ همین الآن که داشتم این را مینوشتم یک ترقه ترکید....

شهر آورد(همان دربی) ((فارسی را پاس بداریم!!!))

بازی دیروز پرسپولیس این نوید را داد که با مربی جدیدش میتواند روزهای خوش گذشته را تکرار کند...با رفتن علی پروین و تاکتیک "علی اصغری" و" بزن زیرش" پرسپولیس مجددا ابر قدرت لیگ ایران خواهد شد...البته اگر آقای پروین دست از سر کادر فنی جدید بردارد و بلایی را که سر سوبل آورد سر آری هان نیاورد...تنها کمبود پرسپولیس یک مهاجم گلزن و تمام گننده است..اگر علی دایی بیاید چه میشه....

دانشگاه

در این مدت 5،6 ماهی که رفتم دانشگاه ...بزرگترین فرق آنرا با دبیرستان در این دیدم که استاد ها در دانشگاه اصلا به دنبال این نیستند که مطلب را یاد بدهند...بلکه فقط یک اشاره به مطلب میکنند و از آن رد میشوند..کاری هم ندارن کسی فهمید یا نه !...حالا ما خودمان باید برویم مطلب را در بیاوریم...ما هم که عمرا همچین کاری نمیکنیم....نتیجه چه میشود؟؟؟نمره های 10،11 که آخر ترم پشت سر هم ردیف میشود...با این حساب فرق بین استاد خوب و استاد بد چیه...وقتی در دانشگاه سراسری اینطوری مطلب را سمبل میکنند ...پس آن استاد ضعیف کم کار فلان دانشگاه آراد شهرستان ها ی دور دیگه چی کار میکنه؟؟به نظر من که 90 درصد به آدم بستگی داره ..10 درصد به این چیزهای جانبی...اگر کسی به رشته اش علاقه داشته باشه از زیر سنگ هم شده میره آنرا در میاره.....دعا کنید ..یک فرجی بشود..ما حوصله ی درس خواندن پیدا کنیم !!!یک بورسیه ای چیزی بگیریم...فعلا که آقای احمدی نژاد خوب آشی داره برای ایران میپزه....خوب.....فاتحه ی روابط خارجی را که در عرض چند ماه خوانده....و رکود وحشتناکی صنعت و بخش خصوصی و اوضاع اقتصادی را فرا گرفته...حیف که در تعهد نامه ی بلاگفا آمده علیه حکومت صحبت نکنید   و گر نه ....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 0:49  توسط سینا  | 

از محیط جالب و راحت بلاگفا خوشم آمد و وبلاگم را به اینجا منتقل کردم...امیدوارم از مطالب من استفاده کنید

امروز شبکه چهار یه برنامه یادبود عارف قزوینی گذاشت...خیلی جالب بود..وسطاش صدای استاد شجریان رو هم که یکی از تصنیفهای ساخته ی عارف را میخواند گذاشت...کلی لذت بردم..ولی خیلی عجب بود که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی صدای شجریان بلند شده بود. .چون شجریان پخش صدای خودش رو از تلویزیون ایران تحریم کرده (البته به استثنای دعای ربنا)..ولی در کل هیچ خواننده ای به پای شجریان نمیرسه...از نظر وسعت صدا واقعا بی نظره..و صداش آدم را از خود بی خود میکنه.....مظامین شعرهاش هم اصلا قابل مقایسه با شعرهای امروزی نیست...برای مثال این شعر را داشته باشید:

آتش عشق تو در جان خوشتر است                         جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است . .

هر که خورد از جام عشقت قطره ای                       تا قیامت مست و حیران خوشتر است .

تا تو پیدا آمدی پنهان شدم                                       زانکه با معشوق پنهان خوشتر است

آتش عشق تو که جان میسوزدم                                 گر همه زهر است از جان خوشتر است

درد بر من ریز و درمانم مکن                                 زانکه درد تو ز درمان خوشتر است .

می نسازی تا نمی سوزی مرا                                   سوختن در عشق تو زان خوشتر است

چون مثالت هیچ کس را روی نیست                              روی در دیوار هجران خوشتر است

همچو شمعی در فراقت هر دمی                                تا سحر عطار گریان خوشتر است

**** ****

در عشق تو عقل سرنگون گشت                               جان نیز خلاصه ی جنون گشت

خود حال دلم چگونه گویم                                         کان کار به جان رسیده چون گشت

بر خاک درت به زاری زار                                        ا ز بس که به خون بگشت خون گشت

درمان چه طلب کنم که عشقت                                     ما را سوی درد رهنمون گشت

خون دل ماست یا دل ماست                                     خونی که ز دیده ها برون است

تا قوت عشق تو بدیدم                                             سرگشتگی ام بسی فزون گشت

تا دور شدم من از در تو                                          از ناله دلم چو ارغنون گشت

و حالا این قطعه از هنرمند(!!!!) لس انجلسی:

تو خودت قند و نباتی.....شکلاتی شکلاتی..عسلی یا که شیرینی....که به دل اینجور میشینی!!! ( آکنده از مضامین والای معرفتی و عرفانی). ....

راستی امسال سبزه چی سبز کنم؟! عدس یا گندم یا ماش؟!؟یا لوبیا چشم بلبلی ؟!

جمله ی پایین را هم توی یکی از وبلاگها دیدم ..جالب است:

((در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد، در يک ساعت مي شه کسي رو دوست داشت و در يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد))

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 11:57  توسط سینا  |