جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد
ترفندهایی در ویندوز که هرگز از آنها نشنیده اید!
تاریخ انتشار : جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۲۴
ترفندهایی در ویندوز که هرگز از آنها نشنیده اید!واقعیت این است که سیستم عامل ویندوز پر از میانبرها و خدعه هایی است که طیفی ۹۰ درصدی از کاربران به هیچ وجه آنها را نمی شناسند و در نتیجه از مزایای آنها بی بهره اند. شناخت این خدعه ها ضمن آنکه میتواند بسیاری از امور معمول در ویندوز را ساده و سل سازد، گاهی میتواند منجر به متعجب شدن دوستان شما نیز بشود!

به گزارش تابناک،اغلب کاربران ویندوز، از این سیستم عامل تنها برای امور روزمره خود یا کار با نرم افزارهای تخصصی استفاده میکنند. اما در دل ویندوز – به خصوص از نسخه ۷ به بعد – خدعه ها و میانبرهایی تعبیه شده است که انجام همین امور روزمره را نیز برای بسیاری از کاربران ساده میسازد.

در این مطلب میخواهیم شما را با چند نمونه از خدعه ها و ابزارهای کاربردی در دل ویندوز آشنا سازیم. تکنیک های کار با ویندوز البته به همین موارد ختم نمیشود و ما در اینجا تنها موارد پر کاربرد و جالب توجه را برای کاربران بازگو میکنیم. مواردی که قطعا در خصوص آنها اطلاعات کمی در بین کاربران وجود دارد:

۱ - میانبرهای کمتر شناخته شده در ویندوز
بگذارید کار خود را با معرفی چند میانبر کمتر شناخته شده در ویندوز آغاز کنیم. اصولا کلیدهای میانبر یکی از مهمترین ابزارهای کاربران چه در فضای عمومی سیستم عامل و چه در نرم افزارهای تخصصی است. اغلب این میانبرهای کاربردی برای کاربران آشنا است، اما دسته ای از آنها نیز هست که کمتر کاربری از آنها اطلاع دارد:

- Win + D : با فشردن کلید ویندوز – در کنار کلید Alt – به همراه D عملکرد Show / Hide را برای دسکتاپ صورت میدهد

- Win + Left / Right Arrow : ترکیب کلیدهای Win و کلیدهای جهت دارد چپ و راست پنجره فعلی را در سمت چپ یا راست صفحه نمایش چیدمان میکند:

- Win + Up / Down Arrow : همچنین ترکیب کلید Win با کلید های جهت دارد بالا یا پایین، پنجره فعلی را Minimize یا Maximize میکند

- Win + Tab : سوییچ بین پنجره ها با نمایی متفاوت از Alt + Tab :


- Win + T : فشردن این کلید به ترتیب آیتم های موجود در Task Bar ویندوز را فعال میکند، از جمله نرم افزارهایی که در نوار وظیفه ویندوز Pin شده اند.

- Win + ۱ – ۹ : فشردن کلید Win به همراه اعداد ۱ تا ۹ منجر به آن میشود که آیتم های موجود در Task Bar به ترتیب قرار گیری اجرا شوند. برای مثال Win + ۱ اولین آیتم موجود در نوار وظیفه را اجرا میکند

۲ – خدعه ها و ابزارهای ویندوز
اما صرف نظر از این میانبرها برخی ابزارها و خدعه ها نیز در ویندوز جالب توجه هستند.

جعبه سیاه ویندوز: این ابزار دقیقا یک جعبه سیاه است که البته به فرمان شما عمل میکند. به عبارتی تمامی فعالیت های شما را در صورت لزوم ضبط میکند – حتی کلیک های صورت گرفته – تا در صورت نیاز مجددا به آن مراجعه کنید. این ابزار به خصوص در زمانی که برای اولین بار و با راهنمایی یک متخصص در حال انجام یک امر خاص باشید که بعدا نیازمند تکرار آن هستید میتواند بسیار سودمند باشد:

برای دسترسی به این ابزار برو روی منوی Start کلیک کنید و در قسمت جستجو عبارت psr را وارد نمایید و برنامه را اجرا کنید. برای ضبط اعمال بر روی دکمه Start Record کلیک نمایید.

دسترسی سریع به My Computer: برای ایجاد دسترسی سریع به My Computer از طریق نورا ابزار ابتدا بر روی وار ابزار ویندوز راست کلیک کنید و سپس از منوی محتوایی گزینه Toolbars را انتخاب کرده و در نهایت بر روی گزینه New Toolbar… کلیک نمایید:


سپس از پنجره ای که باز میشد مسیر Computer را انتخاب کنید و بر روی Select Folder کلیک نمایید. به این ترتیب My Computer به نوار وظیفه ویندوز اضافه میشود و از همانجا میتوانید به همه اطلاعات خود دسترسی داشته باشید:

تکان دهید و Minimize کنید: غیر از کلیدهای میانبر یک راه جالب دیگر برای Minimize کردن پنجره ها وجود دارد. به این ترتیب که در زمانی که میخواهید به جز یک پنجره باقی پنجره ها را Minimize کنید، کافی است پنجره مورد نظر را گرفته و برای چند بار تکان دهید! در این صورت مشاهده خواهید کرد که سایر پنجره ها به حالت Minimize در می آیند. به همین سادگی!

راهی متفاوت برای دسترسی به Task Manager: اغلب کاربران از کلیدهای ترکیبی Alt + Ctrl + Del و یا راست کلیک بر روی نوار وظیفه برای دسترسی به Task Manager استفاده میکنند. باز کردن این ابزار به این روش منجر به آن میشود که سیستم با کمی تاخیر و کندی آن را اجرا کند که دلایل تکنیکی پشت این قضیه وجود دارد.

اما راه دیگر برای باز کردن این ابزار بدون کندی سیستم استفاده از کلیدهای Ctrl + Shift + Esc است.

فعال کردن God Mode در ویندوز: البته نام این خدعه کمی گمراه کننده است. در واقع پوشه God Mode پوشه ای است که شامل تمامی تنظیمات موجود بر روی سیستم از جمله تنظیمات کنترل پنل است. ایجاد آن بر روی فضایی مانند دسکتاپ میتواند دسترسی به بسیاری از تنظیمات آشکار و پنهان ویندوز را به سهولت میسر کند:

برای ایجاد این پوشه، ابتدا یک پوشه جدید ایجاد کنید و سپس نام آن را به عبارت زیر تغییر دهید:

GodMode.{ED۷BA۴۷۰-۸E۵۴-۴۶۵E-۸۲۵C-۹۹۷۱۲۰۴۳E۰۱C}

در این صورت آیکون پوشه به آیکون کنترل پنل تغییر میکند و شما پادشاه تنظیمات آشکار و مخفی ویندوز خواهید بود!

جستجوی عبارات در Search ویندوز: ابزار جستجوی ذاتی ویندوز البته ابزار چندان موفقی برای یافتن فایلها و پوشه ها نیست. اما گاهی با استفاده از یک سری ترفندها کاربردی میشود. برای مثال اگر بخواهید به دنبال یک عبارت خاص در بین مستندات خود بگردید کافی است که عبارت مورد نظر را در ابتدای عبارت جستجو وارد کرده و یک کلون (:) به آن اضافه کنید و ادامه عبارت مورد نظر را وارد کنید.

برای مثال، اگر به دنبال واژه Terrorism در بین مستندات خود هستید، کافی است این عبارت را جستجو کنید:

Terrorism: *.docx

در این صورت ابزار جستجوی ویندوز به دنبال تمامی فایلهای با پسوند docx میگردد که در متن آنها عبارت Terrorism استفاده شده باشد:

اینها تنها بخشی از ترفندها و ابزارهای ویندوز است که علیرغم کاربردی بودن، متاسفانه اغلب کاربران از آنها بی اطلاع هستند. استفاده از این ابزار و ترفندها به علاوه ده ها ابزار و ترفند دیگر که نام آشنا نیستند، میتواند در بسیاری از امور به یاری کاربران آمده و کار با سیستم عامل ویندوز را لذت بخش سازد.

[ جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 21:56 ] [ سینا ]
تتراگونال سپهر سیاست ایران
[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:0 ] [ سینا ]
اخیرا چند سری نامه میان آقای دکتر زیباکلام و سردبیر روزنامه ی وزین کیهان و نماینده ی مجلس عضو جبهه ی پایداری (حمید رسایی) رد و بدل شده است. کلیت نامه ها از این قرار است که جناب دکتر زیباکلام سوالی مطرح کرده اند که انرژی هسته ای کدام گره از گره های مملکت را باز کرده و اما پاسخ اخیر آقای رسایی این بود که اگر از یک کودک دبستانی و یک راننده تاکسی و یک لبو فروش هم بپرسیم می فهمد که هدف از پیگیری انرژی هسته ای بحث اقتصاد و مزایای مادی و مالی آن نیست بلکه حفظ غرور و حریت مردم کشورمان است.

این پاسخ آقای رسایی قانع کننده با نظر می رسد. قسمت اول پاسخ ایشان به تنهایی کافی است تا رد و بدل نامه ها ادامه پیدا نکند! نکته اینجاست که هدف از پیگیری برنامه ی هسته ای اقتصاد و مزایای مالی آن نیست. تمام! پس استدلال آقای زیباکلام که برپایه ی انتظار مزایای مادی داشتن است ابتر می ماند...

اما اینجا هدف پرداختن به بخش دوم پاسخ آقای رسایی است. ایشان ادعا می فرمایند که هدف از ادامه ی برنامه ی هسته ای حفظ شان ملت است و یک راننده تاکسی هم می فهمد که هدف اقتصاد نیست و بحث به قول ایشان "ناموسی" است و این مساله را نمی توان با اقتصاد سنجید. چشم بر اهداف عده ای از دنبال کردن این برنامه دارند می پوشیم و سودهای کلان و چند هزار میلیارد تومانی عده ای از وضع تحریم ها را نادیده می گیریم و فرض می کنیم تمام افرادی که مدافع ادامه ی برنامه ی هسته ای هستند در واقع از حیثیت و حریت مملکت دفاع می کنند.

اما نکته اینجاست که این از خودگذشتگان که مخالف توافق ژنو و هر نوع توافقی هستند که آنچه حریت کشور می دانند را زیر سوال می برد حتی اگر اقتصاد را بهبود دهد کجای سیستم تصمیم گیری مملکت قرار دارند و باید قرار داشته باشند. آقای رسایی ادعا می فرمایند که راننده تاکسی قصه ی ایشان در چشم بهم زدنی به فرد اتو کشیده ی سوار تاکسی می گوید: بحث، بحث "ناموس" است و با اقتصاد قابل معاوضه نیست. اما ظاهرا آقای رسایی فراموش کرده اند که همین راننده تاکسی ها و حتی دامداران و روستاییان و اقشار محروم جامعه از قضا بیشترین رای را به آقای روحانی دادند و ظاهرا فراموش کرده اند که جناب آقای روحانی اولین و مهمترین شعارشان حل و فصل ماجرای هسته ای بود و به این عنوان شناخته می شدند و حتی جمله ی معروف ایشان را فراموش کرده اند که "سانتریفیوژها بچرخد اما به شرطی که زندگی مردم و اقتصاد هم بچرخد."

آقای رسایی بر اساس کدام استدلال می فرمایند که راننده تاکسی و لبوفروش اقتصاد را نسبت به آنچه ایشان حریت می نامند ارجح نمی دانند؟ ما براساس آخرین نظرسنجی عمومی که با شرکت حدود ۴۰ میلیون نفر برگزار شد ادعا می کنیم مردم امروز اقتصاد را بر آنچه ایشان حریت می دانند ترجیح می دهند. اما شاید آقای رسایی خود و همفکران را ناجیان آخرت مردم بدانند و فکر کنند که گرچه مردم به اشتباه از حریت خود گذشته اند اما ما باید آزادگی آنان را حفظ کنیم و اجازه ندهیم بخاطر مسائلی دنیوی و پلید مثل اقتصاد مملکت حریت از دست برود. حقیقت اینجاست که نویسنده ی این مقاله نیز همچون آقای رسایی حرف آمریکایی ها را زورگویی دانسته و سرخم کردن در مقابل خواسته هایشان را سرافکندگی و بدور از حریت می داند. (گرچه بسیاری از آنان که مدافع برنامه هسته ای هستند را نیز از قماش سودجویان می شمارد!). اما آقای رسایی سوال اینجاست که بنده و شما چه کاره ی این مردم هستیم که به زور آنان را به حریت سوق دهیم؟ آقای رسایی اگر طبق مثالی که شما در نامه ی خود آورده اید بنده در شرایطی بودم که قصاب و نانوای محل مرا به سفارش گردن کلفت محله، تحریم می کردند قطعا از گرسنگی می مردم ولی ظلم نمی کردم و نمی پذیرفتم. اما آقای رسایی امروز اموال این مملکت و اقتصاد و تولید آن متعلق به من و شما نیست، آقای رسایی من و شما رابین هود نیستیم که اقتصادی که متعلق به عده ای است (گرچه معتقد باشیم آنان به اشتباه فکر می کنند) را بگیریم و بوسیله ی آن به مصاف گردن کلفت محله برویم.

کسانی که می خواهند با مال مردم که خود در مورد آن تصمیم گرفته اند و به مدافع دیپلماسی و حل و فصل موضوع هسته ای رای داده اند به جنگ استکبار بروند مقتدای خود را رابین هود قرار داده اند و فرهنگ والای(!) جنگل های بریتانیای کبیر را زنده نگه داشته اند (گرچه معتقدم قریب به اتفاق مدافعان پرونده ی هسته ای نه از روی حریت که از روی حریص بودن مدافع آنند).

اما بنده مقتدای خود را قرآن می دانم آنجا که بارها به رسول خدا می فرماید: "تو وکیل آنان نیستی بلکه تنها انذار کننده ای" و سود و زیان جنگ با قلدرها را برای خود تصمیم گیران می داند و پیروی امیرالمومنین هستم که گرچه پلشتی ها را می دید اما صبر کرد تا روزی که مردم در مسجد با او بیعت کرده و متعهد شدند عدل او را تاب بیاورند(که نتوانستند!). جهاد با مال مردمی که ناراضی نیستند (و در واقع با مال غصبی) باطل است و کسانی که اموالشان به قصد (بهانه ی) جهاد به یغما می رود از آنجا که نیت جهاد ندارند سودی از این جهاد نمی برند و رابین هود صفتان نیز تنها گناه دزدی را بجان می خرند....
[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:11 ] [ سینا ]
در آمد ۲۵‌میلیارددلاری آمریکا از جذب دانشجویان خارجی
فرش قرمز آمریکا برای جذب دانشجویان خارجی در راستای طرح درهای باز در شرایطی است که بر اساس برآورد وزارت آموزش آمریکا، این کشور، سالانه بیش از ۲۵‌میلیارددلار (معادل ۷۳‌هزار‌میلیاردتومان) از محل جذب دانشجویان خارجی کسب درآمد می‌کند. همچنین این مرکز در گزارش خود تاکید کرده است، ۶۴‌درصد دانشجویان خارجی که وارد این کشور می‌شوند، هزینه‌های تحصیل خود را از خانواده خود از کشور مبدا دریافت می‌کنند. از طرف دیگر، ۲۱‌درصد آنها بورسیه دانشگاه‌های کشور آمریکا می‌شوند و تنها پنج‌درصد دانشجویان خارجی در این کشور دارای شغل رسمی هستند.

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:6 ] [ سینا ]
نامه زیبا کلام به رسایی، جواب کیهان، نامه اول و دوم زیباکلام به کیهان و سپس جواب رسایی به نامه دوم زیبا کلام به کیهان را خواندم و نکات زیر به نظرم رسید:

1- گفتار کیهان و افراد جبهه پایداری ( از جمله آقای رسایی)، بسیار بی ادبانه، پرخاشگرانه و به دور از شان مسمان واقعی است و تمسخر، برچسب زدن، اهانت و افترا مولفه ی مشترک و لاینفک رفتار این دوستان است که اتفاقا ادعای مسلمانیشان گوش فلک را کر کرده است.
 واقعا من وقتی زشتی رفتار کیهان و امثال کوچک زاده و رسایی را دیدم فهمیدم که باید خودم را اصلاح کنم و همیشه ادب و متانت را سرلوحه کار خود قرار دهم تا رفتارم مشمئزکننده نباشد. خدایا ما را از این رفتار و گفتار زشت حفظ بفرما.

2- اگر آمریکایی در کار نباشد، اصلا فلسفه وجودی این افراد از بین میرود. این ها نان دشمنی با آمریکا را میخورند و از این طریق برای خودشان دکان باز کرده اند. این دوستان اصلا کاری به منطق کارها ندارند. برای بررسی هر کاری فقط نگاه میکنند آمریکا خوشش می آید یا نه. همین . فکرشان به بیشتر از این قد نمیدهد. اصلا قدرت تحلیل یک مسئله را بدون در نظر گرفتن آمریکا ندارند!

3- زیبا کلام یک سوال ساده پرسید. اینکه هسته ای ( فارغ از اینکه آمریکا چه موضعی نسبت به آن دارد)، چه فوایدی برای کشور داشته است؟ من هم واقعا دوست داشتم جواب منطقی از طرف این دوستان بشنوم. ولی وقتی نامه رسایی را خواندم فهمیدم که جواب درستی برای این سوال ندارند و فقط فضا را احساسی میکنند تا نتیجه مطلوبشان را بگیرند. چند بار این سوال از آن ها پرسیده شد و هیچ جوابی نداشتند بجز اینکه چون آمریکا گفته است ما نباید هسته ای داشته باشیم، پس معلوم است که هسته ای اهمیت دارد و ما باید تا آخر پای آن بایستیم.

4- اگر فقط موضع آمریکا و اسرائیل مهم است، چرا در مورد توافق ژنو اینطوری قضاوت نمیکنند؟ مگر نه این است که در توافق ژنو اسرائیل عصبانی و بر آشفته شد؟ درست مثل کیهان و رسایی و کوچک زاده ؟ خوب! تمام شد و رفت . این دوستان همان حرف اسرائیلی ها را تکرار میکنند . پس معلوم است که دارند با اسرائیلی ها فالوده میخورند و دستشان در دست استکبار است و با دشمنان تابلو دار نظام مقدس هم پیاله هستند. 
خدایی این طرز استدلال خیلی شبیه استدلال خودشان نبود؟

5- این دوستان برای توجیه حضور و سیطره خودشان نیاز وحشتناکی به دشمن سازی و دشمن هراسی دارند. وگرنه افراد بالیاقت تر، باسوادتر، دیندارتر و دلسوزتر از آن ها خیلی زیاد پیدا میشود.

[ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:28 ] [ سینا ]
امیر وفایی در روزنامه قانون نوشت: مرتضي حيدري، مجري تلويزيون كه او را با لبخند پر از شرم و حيا و لب‌هاي غنچه‌اي‌اش در هنگام گفت‌وگو با محمود احمدي نژاد مي‌شناسيم، سرانجام در سن 45 سالگي ازدواج كرد. او تا اين سن به رغم اصرار خانواده همه كيس‌هاي پرشمار ازدواجي كه پيش مي‌آمد (به طور ميانگين روزي سه مورد) را رد مي‌كرد اما پس از پايان دوران رياست جمهوري احمدي نژاد، ناگهان خلأ بزرگي را در زندگي خود احساس كرد.

 مرتضي طي هشت سال گذشته، هر سه ماه يك بار با رئيس جمهور مصاحبه داشت و بيشتر زمانش را به تهيه سوالات چالشي و رئيس جمهور برانداز اختصاص مي‌داد. مشغله او آن قدر زياد بود كه يك لحظه هم نمي‌توانست به تاهل فكر كند. حتي يك بار احمدي نژاد وقتي در جريان مصاحبه زنده متوجه شد حيدري مجرد است با ناراحتي به او گفت: « خجالت نمي‌كشي؟» اما آقاي مجري با لپ‌هاي گل‌انداخته يكي ديگر از آن خنده‌هاي معروف را تحويل رئيس‌جمهور داد و دل او را براي ادامه گفت‌وگو نرم كرد.


با پايان كار دولت دهم، نمودار اوقات فراغت مرتضي حيدري شيب صعودي چشمگيري به خود گرفت و به اين ترتيب احساس ازدواج در تار و پود اندام وي تنيده شد. او هر شب در كابوس‌هايش بقايي و مشايي را مي‌ديد كه مشغول ساييدن قند روي سرش هستند اما زماني كه مي‌خواست زيرچشمي‌فردي كه كنار دستش نشسته را نگاه كند، احمدي نژاد را مي‌ديد كه چشم‌هايش را ريز كرده و مي‌گويد: «خجالت بكش... حيا كن.»

حدود يك ماه پس از پايان دولت دهم اولين جلسه خواستگاری حيدري از یکی از کیس‌های ازدواجش در كافي شاپ برگزار شد. آقاي مجري به همراه يكي از دوستانش در محل حاضر شده بود.
همسر: ببخشيد ايشون رو معرفي نمي‌كنيد؟
حيدري: ايشون دوستمه، نمي‌شناسيد؟ همون كه توي مناظره‌ها هم كنار من مي‌نشست.

همسر: بله مي‌دونم. حضورشون اينجا چه دليلي داره؟
حيدري: همين جوری... خيلي ساكته. اصلا حرف نمي‌زنه. شما راحت باشيد.

همسر: متاسفانه من اينجوري نمي‌تونم راحت باشم.
(حيدري 5 هزار تومان به دوستش مي‌دهد، چيزي در گوش او مي‌گويد و راهي‌اش مي‌كند)
همسر: من يه قهوه اسپرسو مي‌خورم…. شما چي؟
حيدري: من سوسيس تخم مرغ.

همسر: ندارن اينجا از اين چيزا.
حيدري: يه چيزي باشه كه سير كنه ديگه. همين ژامبون تنوري كه نوشته خوبه. يه ژامبون تنوري دورو خاشخاشي. (چند لحظه سكوت حاكم مي‌شود) مي‌تونم يه سوال بپرسم؟
همسر: خواهش مي‌كنم.

حيدري: به نظر شما هدفمندي يارانه‌ها قدرت خريد مردم رو افزايش داده؟
همسر: اوووووومممم... والا چي بگم؟! آمادگي اين سوالو نداشتم.
حيدري: چه برنامه‌اي رو براي مهار تورم نقطه به نقطه پيشنهاد مي‌كنيد؟
همسر: نمي‌دونم... آخه من كه كاره‌اي نيستم. بهتون كه گفته بودم دانشگاه نرفتم. ديپلم گلدوزي دارم. راستي نظر شما درباره ادامه تحصيل همسر آينده‌تون چيه؟ (حيدري نگاه مي‌كند و لبخند مي‌زند) نظري نداريد؟
حيدري: صادقانه بگم كه من فقط مي‌تونم سوال بپرسم، نمي‌تونم جواب بدم. چند ساله اينجوري شدم. دكتر 50 جلسه فيزيوتراپي و گفتار درماني برام نوشته. مي‌گن برطرف مي‌شه... بگذريم، از طعم قهوه راضي هستيد؟
همسر: من از شما سوال مي‌كنم... ژامبونش چطوره؟

(چشم‌هاي حيدري پر از اشك مي‌شود، از جايش بلند مي‌شود، ناگهان بغضش مي‌تركد و به طرف در خروجي كافي شاپ مي‌دود.)

[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 21:1 ] [ سینا ]
درباره وبلاگ