تبليغاتX
جام جهان بین
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد
دارم با الکترویک ۳ کلنجار میرم  . تازه شروعش کردم . کنترل هم میخونم . اونجا هم با معیارپایداری نایکویبست دارم سر و که میزنم. فیزیک مدرنکه هیچی !! الکترونیک صنعتی را هم عین بچه مثبت ها میخونم . ولی حیف که میانتمشو گند زدم . میمونه مخابرات که خیلی شیرینه ولی امیدی به نمره گرفتن ازش ندارم .
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:10  توسط سینا  | 

جمعه ی این هفته مراسم عقدمه . زندگی چقدر زود میگذره :

عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی                  ای پسر جام میم ده که به پیری برسی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:17  توسط سینا  | 

بالاخره ایام پر تنش امتحانات تمام شد . واقعا ایام سختی بر من گذشت . از همان ابتدای شروع امتحانات ، شب های پر از التهاب و تشویش را تجربه کردم . برایم جالب بود که اگرچه در طول ترم زیاد کم کاری نکرده بودم و در اکثر کلاس ها به طور منظم شرکت کرده و با استاد ها جلو رفته بودم باز هم شب امتحان از شدت ترس از افتادن ، مثل بید میلرزیدم .
شب امتحان مدار 2 که یادم نمیره چقدر افسرده شده بودم . یا شب امتحان ماشین . یا شب امتحان سیگنال . و تا همین چند لحظه پیش که نمره ی سیگنالم نیومده بود کلی تو فکر بودم . ولی خدا را شکر . نمره اش بد نشد .
دیروز رفتم برای انتخابات انجمن اسلامی اسم نوشتم . برای خودم جالب است که چطور آدمی مثل من که اینقدر محافظه کار و ملاحظه کار است جرات کرده بره در انتخابان شرکت کنه . اون هم در شرایطی که هیچ کس اونو نمیشناسه . ولی بعدا فهمیدم که هدفم برام این کار اینقدر برام مهمه که حتی اگر نفر آخر هم بشم اصلا برام مهم نیست .
دیروز کتابی در مورد این صادق هدایت به دستم رسید . به نام : "راز شهرت صادق هدایت" نوشته محمد رضا سرشار .

در این کتاب به مطالب جالبی در مورد این شخصیت جنجالی اشاره کرده بود . مثلا نوشته بود که این صادق هدایت ملعون به هیچ وجه در ابعاد و اندازه هایی نبود که این همه در موردش صحبت بشه و اینقدر او را بزرگ کنند . علت اصلی این که این آدم شبه مجنون را بزرگ کردند این بود که فرهنگ و آیین اسلامی را به باد  فحش گرفته بود و تمامی اعتقادات و ارزش های اسلامی را با رکیک ترین الفاظ که به کار بردن آن شایسته ی هیچ انسان متعادل و عاقلی نیست ، به خیال خود ، مسخر کرده بود .
از نوشتن این کلام شرم دارم . ولی باید به برخی هجویات این انسان دیوانه ی وازده ی  پوچ گرا اشاره کنم :
این عقب مانده ی بی شخصیت (صادق هدایت) در کتاب توپ مرواری که به نظر من صد بار از کتاب آیات شیطانی کثیف تر است نمونه های زیادی از این لجن پراکنی ها را انجام داده است . مثلا در صفحه ی 16 این کتاب میخوانیم :

(( عرب پست تر از این بود که از این فضولی ها بکند . ]نعوذ بالله ، دین اسلام را درست کند[. و این فتنه]اسلام[ را جاسوسان یهودی راه انداختند و با دست خودشان درست کردند . برای اینکه تمدن ایران و روم را براندازند . و به مقصودشان هم رسیدند . اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد و خود او ازش ترسید ، این اژدهای هفت سر هم دارد دنیا را میبلعد . ))

یا در صفحه ی 6 همین کتاب نوشته :

(( بعضی از علمای ... معتقدند که پرستش و نیایش phatcus  ( آلت تناسلی) اولین مرحله ی نشو و نمای فکر مذهب نزد طوایف بشر به شمار میرود . زیرا در آن زمان بشر ساده لوح به جز آلت تولید مثل خدای دیگری را به رسمیت نشناخته است .))

 یا در صفحه ی 17 اینچنین به اسلام توهین میکند :

(( میان خودمان بماند . مگر برای ما چه آورده اند ؟ مذهب آنها ...  ] اسم آلت تناسلی مرد را به زبان ترکی آورده و آنرا به خیار تشبیه کرده !!!! یعنی اسلام را در کل به آلت تناسلی مذکور تشبیه کرده است . که از ذکر عین عبارت رکیک مذکور ، معذورم  [ خیاردی است . معجون دل به هم زنی از مذاهب و ادیان و خرافات سلف هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب به هم در آمیخته شده است و دشمن ذوقیات حقیقی آدمی و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام و ملل است و به ضرب شمشیر به مردم زور چپان کرده اند ... ))

این نمونه ای از نثر صادق هدایت است .نوشته های او سرشار است از اسم اعضای تناسلی بدن و کلمات رکیک . و انتقادات او از دین و مذهب اوج بی سوادی او و بی اطلاعیش نسبت به دین اسلام را نشان میدهد . مثلا این که میگوید دین اسلام را یهودی ها درست کردند . در صورتیکه کسی که یکبار قرآن را باز کرده باشد میبیند که همین قرآن چقدر یهودیان را مذمت کرده است !
نکته ی خنده دار برای من این بود که او در صفح ی 16 همین کتاب به خدا هم فحش داده است و او را خونخوار معرفی کرده است ! بخوانید :
       ((در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلا است که گویا وسیله ی تبلیغ برای عبادتشان
]به ترادف معنی دار اهانت آمیز توجه کنید.[ و جلب کفار است ، تا با اصول این مذهب خو بگیرند . بعد حوض کثیفی که دست و پای خود را در آن میشویند  و به آهنگ نعره ی موذن ]![ ، روی زیلوی خاک آلوده دولا و راست می شوند  و برای خدای خون خوارشان ]نعوذبالله!!!!!![
مثل جادوگران ورد و افسون میخوانند . ... ))
علت شهرت صادق هدایت هم در کتاب محمد رضا سرشار به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است .
او در این کتاب دلایل متعددی ذکر میکند از جمله :
1- شبکه ی بی بی سی . که بنگاه سخن پراکنی پدر استعمار ( انگلیس) است .و از هر وسیله ای برای از بین بردن اسلام در کشور های مستعمره خود سود میجسته است . و هنگامیکه نفرت هدایت را نسبت به اسلام ، و شیفتگی اش به دنیای غرب را دید او را فرد مناسبی برای اهدافش یافت .
2- دوستان
3- حزب توده
4- رژه لسکوی فرانسوی
5- خودکشی جنجالی
صادق هدایت خودش بارها به شهرت مشکوکش اعتراف کرده است :

((من که جلز ولز میزدم رمضانی معلوماتم را پشت شیشه ی دکانش بگذارد یک شبه شدم نویسنده ی شهیر ، مشهور آفاق)).
  اطرافیان و دوستان او هم این مسئله را یاد آور شده اند که با اینکه کتاب های او خواننده ی زیادی ندارد ، شهرت او بسیار بی مورد و بیشتر از شخصیت واقعی اوست .
علل توجه غربیان به صادق هدایت عبارتند از :

·         برتر نمایی فرهنگ ایران باستان و تحقیر فرهنگ اسلامی

·         مشارکت برای تغییر خط فارسی

·         اهانت به مقدسات اسلامی

·         تمسخر و تحقیر حجاب

·         خوار شماری توده ی مردم مسلمان

و در نهایت این انسان مجنون به کفر محض و سپس به هیچ انگاری رسید و با خودکشی به عمر ننگینش پایان داد .
غربزدگی و نفرت او در موارد زیر مشهود است.
     

        I.            نفرت از سرزمین ایران

      II.            نفرت از فرهنگ ایرانی و تجلیل از فرهنگ غربی

    III.            نفرت از موسیقی ایرانی و شیفتگی نسبت به موسیقی غربی

    IV.            نفرت از زن ایرانی و شیفتگی نسبت به زن غربی

      V.            عشق به سرزمین اروپا

در  کتاب (( راز  شهرت صادق هدایت)) ، از انتشارات کانون اندیشه جوان ، برای هر کدام از این ادعا ها موارد و نمونه هایی از داستان ها و کتاب های صادق هدایت آورده است .
در کل صادق هدایت  موجودی به مراتب حقیر تر و کوچک تر از آن است که با صحبت کردن در مورد او و آثارش به او رسمیت ببخشیم . تنها هدف من از نوشتن این مطلب این است که مشخص کنم امروز چرا خیلی ها سنگ این نویسنده ی هرزه گو را به سینه میزنند و مرتب او را بزرگ میکنند و در مورد جلسه و کنفرانس برگزار میکنند .
 . همگی خوب میدانیم کتاب های صادق هدایت از لحاظ اهل ادبیات و جنبه های فنی داستان نویسی هیچ نکته ی خاصی ندارد .
پس چرا روزنامه ی شرق یک صفحه بزرگ اختصاص به او داده بود . و آن همه تعریف و تمجید نثار او و داستان هایش کرد ؟
اگر این نبش قبر روزنامه ی شرق از آثار صادق هدایت را به حساب اسلام ستیزی این روزنامه نگذاریم ، پس به حساب چه بگذاریم ؟
یا مثلا انجمن های اسلامی دانشگاه ها که مرکز مبارزه با اسلام در دانشگاه هستند ، و از سر و وضع و گفتار اعضای  آنها میتوان به بی اعتقادی محض آنها به اسلام پی برد ، چه چیز در کتاب های صادق هدایت دیده اند که جلسات کتاب خوانی خود را اختصاص به کتاب سگ ولگرد و بوف کور و ... میدهند ؟!!! یا اینکه به زور سعی میکنند او را پدر داستان نویسی ایران کنند ؟ یا عکس صادق هدایت را به دیوار میکوبند و آنرا با گل می آرایند ؟  آدم نمیداند به حماقت و اوج جهالت این دوستان انجمن اسلامی و بزرگتر هایشان در دفتر تحکیم وحدت ، بخندد ، یا اینکه به خاطر آتش سوزانی که در آن جهان برای خود فراهم کرده اند ، گریه کند و برایشان از خدا  طلب عفو کند ؟



+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 22:42  توسط سینا  | 

دوباره زمستان ... دوباره آسمان قرمز ... که نوید یک برف سنگین را میده ...
محمد رفته خرم آباد ... عارف تو خوابگاه تنها مونده ... من هم امشب اومدم دماوند ...
این یک هفته را باید مثل آدمیزاد درس بخونم ...
چه کار عبثی میکنم ! منظورم وبلاگ نوشتنه . هیچ خواننده ای ندارم ... مگر یه عده که از طریق سرچ گوگل اینجا می آیند .. طفلکی ها ... ۹۰ ٪ شون با سرچ کردن اسم هنرپیشه ها به این وبلاگ میرسن !!

چقدر زمستان زیباست !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 21:23  توسط سینا  | 

در این نوشتار قصد داریم به طرح چند پرسش در مورد حجاب و توضیح برخی ابهامات در مورد‌ این مسئله بپردازیم .

 1-آیا برهنگی زن آسیب پذیری زن را بیشتر میکند یا کمتر ؟ و اینکه حتی اگر زن چنین مقصودی نداشته باشد آیا این عمل به طور طبیعی نوعی فراخوان و سیگنال مثبت فرستادن به مردها تلقی میشود یا خیر؟ اشکالی که بعضا به وضعیت حجاب در کشور ما گرفته میشود این است که در جامعه ی ما علیرغم وجود حجاب به صورت قانون ، همچنان اتفاق می افتد که هتک حرمت زن در کوچه و خیابان صورت بگیرد  نگاه ها و متلک های مردان به دنبال آنان باشد . درحالیکه در جوامع غربی که حجاب وجود ندارد، در خیابان ها علنا مزاحمت جنسی برای خانم ها ایجاد نمیشود .

میپرسیم چرا ؟ آیا این اتفاق ناشی از بی نظری ، تقوی و احترام آنها به کرامت زن است ؟‌ یا به خاطر این است که آنها شهوت کمتری دارند ؟

در جواب باید گفت خیر . علت این است که  در نمام زندگی آنها حتی قبل از اینکه به بلوغ جنسی برسند ، ارضا به طور کامل صورت میگیرد . حتی در بسیاری از مدارس آنها به آموزش چگونگی رابطه ی جنسی صحیح ، برای جلوگیری از ابتلا به ایدز ، هنگام ایجاد ارتباط با دوستان انجام میشود !! در جامعه ای که ایجاد رابطه ی جنسی به سادگی خریدن یک بطری نوشابه ، و یا یک پرس غذا است و افراد در آن در تمام اوقات در حال ارضای بدون حریم اخلاقی و حقوقی هستند ،طبیعی است که تراکم غریزه و نیاز جنسی وجود نداشته باشد.
2- آیا میزان تجاوز و خشونت جنسی در جامعه ی برهنه بیشتر است یا در جامعه ی پوشیده ؟اگر به آمار ها و بررسی های علمی و مستند مراجعه کنیم  جامعه ی برهنه را پاسخ این سوال خواهیم یافت .

3- آیا احترام انسانی زن برهنه بیشتر است یا زن پوشیده ؟‌مردان در سراسر دنیا به کدامیک احساس احترام قلبی بیشتری میکنند ؟‌
یک میل طبیعی برای تصاحب زنان مختلف در مردهایی که خودشان را با تقوا تربیت نمیکنند وجود دارد . میل کسب تجربه های جنسی گوناگون با قطع نظر از اخلاق و عدالت و حقوق در ایندسته از مردان وجود دارد . آیا برهنگی زن این میل را بیشتر میکند یا کمتر ؟ آیا زن برهنه موضوع احترام مردهاست یا موضوع شهوت و استثمار جنسی ؟

4- آیا در جوامع پوشیده و اخلاقی ( که در آن غریزه از راه های مشروع مانند ازدواج تامین شده است) ، انحرافات و بیماری های جنسی بیشتر است یا در جامعه ی برهنه ؟ آیا انسان از شهوت سیر میشود ؟‌آیا برهنگی عطش جنسی را تعدیل میکند ‌؟

5- آیا نظام خانواده و علاقه و وفاداری زن و شوهر به هم و آرامش فرزندان در جامعه ی برهنه بیشتر است یا در جامعه ی با حجاب ‌؟ در جامعه ای که امکان برقراری تماس جنسی در خارج از خانه بسیار ساده  و در آن مردان و زنان ارضای جنسی میشوند  ، آیا نظام خانواده محکم تر است یا در جامعه ای که روابط جنسی محصور به خانواده باشد ‌؟ آمار فروپاشی خانواده ها را بررسی کنیم ‌. در جوامع برهنه آمار خیانت به همسر بیشتر است یا در جامعه ی پوشیده واخلاقی ؟

6- آیا حضور زن برهنه در عرصه ی اجتماعی ( علم ، سیاست ، اقتصاد و ...) برای خود او راحت تر است یا حضور زن پوشیده ‌؟‌آیا حجاب مانع حضور آسان زن در عرصه های مختلف  است یا اینکه بالعکس کمک میکند زن در تمامی این عرصه ها با حفظ حرمت خود ظاهر شود ؟‌

7- برخی حجاب را امری شخصی و خصوصی میدانند .و از اینکه حجاب به صورت قانون از طرف دولت اعمال شود ایراد میگیرند . آیا حجاب واقعا مسئله ای خصوصی است ، یا اینکه به عرصه ی عمومی ارتباط دارد ؟  آیا خیابان و دانشگاه و پارک و...خانه ی ماست؟ آیا در هر جای دنیا هر کس هر طور که بخواهد میتواند لباس بپوشد ‌؟‌ اگرچه در بعضی کشورها ، چون اخلاق برای دولت ها مهم نیست ، قانون میگذارند که لباس آزاد باشد .  فانون آنها این است که هر کس هر طور که خواست لباس بپوشد . پس قانون وجود دارد . ولی قانونی است که برهنگی را آزاد  کرده است .فانون وجود دارد ، ولی با یک فلسفه ی اخلاقی متفاوت .  در همان جامعه اگر یک نوع لباس خاص با امنیت اجنماعی و اقتصادی  وبهداشت عمومی تضاد پیدا کند ، فانون مانع آن لباس میشود . همان طور که مانع حجاب میشوند ! مگر همین الآن در چندین کشور اروپایی قانون نمینویسند که حجاب را ممنوع کنند ‌؟ چطور قانون نوشتن برای منع حجاب دخالت در عرصه ی خصوصی نیست ؟ ولی اگر بخواهیم قانونی به نفع حجاب و پوشش اخلاقی در جامعه وضع کنیم دخالت در مسائل خصوصی محسوب میشود ؟ چطور برهنه کردن زن با الزام قانون و پلیس با آزادی و حقوق بشر سازگار است ، ولی الزام به برهنه نیامدن به خیابان ها با حقوق بشر منافات پیدا میکند ؟

8- برخی اشکال میگیرند که حجاب تحمیلی ،  ارزش اخلاقی ، عبادی و دینی ندارد .
در پاسخ باید گفت اولا حجاب عبادت نیست که به نیت کردن نیازی داشته باشد .وظابف ما دو دسته است .1- دسته ی اول عبادت است که بدون نیت باطل است 2- دسته ی دوم که به نیت ارتباطی ندارد  . مانند قوانین اجتماعی که دارای تاثیر اجتماعی است . و باید آنرا به خاطر صلاح جامعه  رعایت کرد . مثل قوانین راهنمایی و رانندگی . زیرا این قوانین علاوه بر تاثیر فردی دارای اثر اجتماعی هستند . واین اثر اجتماعی ربطی به نیت شخص ندارد .

9- عده ای این مسئله را توهین و سوءظن به مردان میدانند . و میگویند :" مگر مردان خودشان شعور ندارند که به خانم ها نگاه نکنند ؟ "‌ .

این مسئله ربطی به شعور ندارد .این امر یک مسئله ی طبیعی و یک غریزه ی نیرومند در مردان است . باشعور ترین انسان ها هم در این زمینه میلغزند . این یک مسئله ی معرفتی و ذهنی نیست . بلکه یک موضوع وجودی و بنیادین است . در ثانی این حرف را در مورد تمام قوانین میشود گفت . مثلا :‌" مگر ما خودمان شعور نداریم که سر چهار بایستیم ؟ حتما باید ما را به وسیله ی چراغ قرمز و قوانین راهنمایی مجبور کنند ؟‌"‌

10- آیا حجاب مبارزه با زیبایی و جمال است ؟ غریزه خودآرایی در زن کاملا طبیعی ، درست و مشروع است و باید ارضا بشود . منتها با همسر خودش . نه در عرصه عمومی با دیگران . عطر و آرایش زن در بیرون از خانه حرام است ، و بالعکس در داخل خانه امری مهم و ضروری . حجاب برای قربانی نشدن جمال روحانی در برابر جمال جسمانی و برای قربانی نشدن کمال پیش پای شهوت است .

11- برخی حجاب را باعث از بین رفتن نشاط اجتماعی و خشن تر شدن آن میدانند . در پاسخ به این عده باید گفت آن نشاطی که آن نشاطی که با برهنگی و هرج ومرج اخلاقی تامین بشود نه بنیادین است ، نه ماندنی و نه حقیقی ! و اتفاقا التذاذ جنسی همه افراد از یکدیگر به طور هرج و مرج ، ضد نشاط است . نشاط واقعی در حریم خانواده با رعایت و تعهد متقابل تامین میشود .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 19:30  توسط سینا  | 

شب 23 ماه رمضان مصلی بودیم . برنامه اش خیلی خوب بود . چون شب جمعه هم بود دعای کمیل هم خواندند که طبق معمول خیلی تاثیر گذار بود . از خوابگاه تا مصلی پیاده 5 دقیقه راه است . برای همین هر سه شب قدر را رفتم مصلی . یک شبش آهنگران هم آمده بود که هنوز صدای جوشن کبیر خوندنش توی گوشمه .

 

گلاب به روتون ، دستشویی واحدمون از همون اول سال گرفته بود ... دلمون خوش بود به تک دستشویی زیر زمین . و هر بار که قصد داشتم دست به اقدامات جدی بزنم خودم را با سر به اون دستشویی میرسوندم . از بد روزگار ، دیشب همون دستشویی نازنین هم گرفت و ما را گذاشت در سوک یک مستراح سالم  !! هیچی دیگه ... تا اطلاع ثانویه باید از دستشویی واحد های مجاور استفاده کنیم ... من هم کم رو ... اصلا تو دستشویی غریبه ها نمیتونم با تمرکز و از ته دل مشغول به کار بشم ...
و اما . مشکل به همین جا ختم نمیشه ! دیشب دوستم را دعوت کردم خوابگاه . برای سحریش کیک و شیر خریده بودم و گذاشته بودم تو یخچال ! وقتی موقع سحر از مصلی برگشتیم دیدم از کیک و شیر خبری نیست ! و از همون لحظه گوشی دستم اومد که ... بله ... دزدی کردن از یخچال در خوابگاه امری رایج و مرسوم است . طبق گزارش دیده بان های اتاق بغلی ، هر از چند گاهی سفرایی از واحد های مجاور  برای سلام و احوال پرسی  از یخچال اتاق ما که در حال قرار دارد ، میآیند ... و اگر چیزی باب میل یافتند زحمت خوردن آن را تقبل میکنند ! هم اکنون شدیدا به دنبال تدبیری جهت چاره کردن این معضل خانمان سوز هستیم .

معضل دیگر سر و صدای زیاد هنگام خواب است ... این اتاق بغلی که همشون 85 یی هستند دست به ابتکار جالبی برای کاستن فشار روزه زده اند ... بدین ترتیب که  از ساعت 12 شب تا اذان صبح به استماع ترانه های فوق مبتذل لس آنجلسی  و سر دادن عربده ها و قهقه های وحشیانه و استمعال انواع و اقسام فحش ها و شوخی های کمر به پایین اشتغال دارند . و از زمان طلوع خورشید تا اذان مغرب در خواب ناز تشریف دارند . البته منهای زمان هایی که کلاس دارند !!!

با این همه من هنوز دارم نیمه ی پر لیوان را نگاه میکنم و قویا بر این باورم که خوابگاه به مراتب بر خونه ی مجردی ارجحیت دارد .

تکبیر !

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:20  توسط سینا  |